محرم و عاشورا
سلام عزیز دلم دیروز روز عاشورا بود و شب هم,شب شام غریبان و شبی که باید هر کسی شمع روشن کنه واسه ارزوهاش واسه دعا کردن واسه دیگران ومن دیشب یاد سال گذشته افتادم که یدفعه بابایی اومد و گفت بلند شو بریم بیرون و ما اون شب از خدا خواستیم که سال اینده تو هم با ما باشی و امسال همین طور شد و تو محرم امسال با ما بودی دوستت دارم مامانی کاش پیشم بودی تا ببینمت و اینا رو به خودت تعریف میکردم ایشاله که به حق همین محرم تو سالم بدنیا بیای و همیشه کنار من و بابایی باشی امید زندگیمون ...
نویسنده :
مامان سودی
11:19


