آرشیدا سعدلوآرشیدا سعدلو، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 27 روز سن داره

ARSHIDA

انتظار به سر رسید!

سلام ماما ن خوشکلم باورم نمیشه داره تموم میشه انتظارم مامان نازم . . . فردا داری میای تا من و بابایی رو یه عالمه خوشحال کنی   و مزد انتظار و مراقبتمو بدی عشق.   بی همتای من  ولی فکر کنم تا صبح از انتظار دیوونه بشم نانازم. 9 ماه تمام صبر کردم ولی این  یه شب داره  عذابم میده خدا  کنه که بی دردسر بیای و از فردا به خودت و من زندگی ببخشی . نمی دونم بابایی با دیدنت چه عکس العملی نشون میده از خودش؟   . .! خیلی خوشحالم می دونم که مامانای دیگه درکم می کنن! خیلی کار دارم وقت ندارم  بنویسم ایشالا برگشتم با خودت بقیه خاطراتو می ...
12 دی 1391

سیسمونی

     سلام به عزیزترین و خوشملترین و نانازترین دخمل دنیا  این هم از سیسمونی ناز گل من که واسه یادگاری از اولین خرید مون و سایز لباسای تو که هر بار چطور بزرگ شدی و از یه سایز کوشولو 1 به سایز 2 و 3 و 4 و  الی ...... و احساسات ما هر بار یه وسیله و یا حتی قربون و صدقه رفتن ما واسه یه جوراب فسقلی!!!     برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب برین!             ...
8 دی 1391

یلدا ونی نی

        سیلام سیلام یلدا ی دخمل نازم مبارک  دیگه داریم به روزای اخر خاطرات انتظار تو میرسیم و به شروع یه زندگی جدید تو  که وارد این دنیا بشی و این دنیا رو هم ببینی هر بار که به وبلاگای دیگران سر میزنم دلم اب میشد  و میگفتم کی میشه منم از خاطرات وجود تو لحظات بودنت و شیرین کاریات بنویسم  و بگم که اون لحظه چه حس و حالی داشتم  کی میشه عکساتو بندازم و بهت بگم که این روزا چه طور گذشتن  و تا الان تا چشم روی هم گذاشتیم تو 1 هفته دیگه به امید خدا تو بغلمونی هنوز نمیدونم چطور باید تو بغل بگیرمت چه احساسی داره وقتی که یه بچه ی کوشولو  بغل...
1 دی 1391

جشن سیسمونی نی نی

  سلام نی نی دوست داشتنی من چند وقت پیش ما یه جشن سیسمونی واست گرفتیم البته که منو ببخش اخه خیلی دیر دارم واست مینویسم  یه جشن که خیلی خیلی بهمون خوش گذشت هر چند استرس زیادی داشتم و خیلی هم خسته شدم البته همه اطرافیا به نوبه خود کمک زیادی کردن مخصوصا بابا پوریای عزیزم  اما جشن واقعا باحال بود  و بهم خوش گذشت  و کادوهای خیلی زیبایی هم بهت دادن شیطون من   خوب این کیک جشن تو هست که ناگفته نماند مامان جون پریسا واست گرفته مثل همه ی زحمتای که ما واسش داریم این هم ایشون زحمت کشیدن که جات خالی خیلی هم خوشمزه بود ...
29 آذر 1391

روزای پایان انتظار ما

    سلام مامانی تقریبا 2 هفته دیگه بیشتر باقی نمونده تا روی ماهتو ببینیم خیلی استرس دارم شبها که به صد فکر و خیال نمیدونم کی خواب میرم  و اونم ساعتای 2 یا 3 نیمه شب و صبح زود هم بیدار میشم و فکر میکنم خیلی کار دارم ولی کاری نیست همش فکر میکنم داری بدنیا میای وای خدا چه احوال عجیبیه این روزا عزیز دلم زودتر این که فکر میکردم این روزا داره تموم میشه هر کاری واست تو دوران بارداری انجام دادم تا به بهترین نحو رشد کنی انتظار هر لحظه و روزشماری و هر روز رو تقویم نگاه کردن منو بابایی  و اشکای خوشحالیمون واسه تکونات ضربه زدنای اولی تو  و بازی کر...
29 آذر 1391

تولد اولین عشق بی همتای مامان سودی

      سلام نی نی من حتما میگی عشق مامان که منم و من که هنوز متولد نشدم پس ماجرا چیه؟ و من بهت میگم که عزیز دلم تو حاصل عشق بی همتا و بی نظیر من و بابایی هستی   ولی  اولین عشق من بابا پوریا ی تو هست  بابای سراسر عشق و واقعا میگم که بهترین دوست و پدر واسه تو عزیزم همه خونواده بابا پوریا خونه باباجون بودن و یه تولد سوپرایز اسه بابایی گرفته بودن  که همه خبر داشتیم جز  خود بابایی   وقتی رفتیم اونجا دم در مامان جون و بابا جون و بهزاد جیگری اومدن و بادبادک هوا کردن و  تولد تولد خوندیم واسش  &...
18 آذر 1391

سفر یزد نی نی

  چند روز پیش با مامان جون و بابا پوربا جونی رفتیم  پیش دکتر متخصص زنان و زایمان که گفتن واقعا کارش خوبه  و البته تو استان یزد و خلاصه با کلی پارتی بازی و اشنایی موفق شدیم  با خانم دکتر ملاقات کنیم وایشون طبق کارای همه خانم دکترا سونو  رو انجام داد و باز من تونستم ببینمت و اینبار لپ ناز و عزیزتو دیدم  عزیز من کی میشه بیای و هر وقت دلم میخواد ببینمت و هی نباید منتظر باشم تا سونو کنن و اونجا بتونم یه حدودی چهره تو ببینم  اخ دل من و بابایی اب شد واسه دیدنت خلاصه زیباترینم دستات و پاهای کوچولوتو دیدم  هر بار که میر...
11 آذر 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ARSHIDA می باشد